روایت عاشقی
اللهم اجعلنا من انصاره و اعوانه
شنبه 4 شهریور 1391 :: نویسنده : ضــحی
آخر بچه ی کربلای 5 را چه به fifth avenue ؟؟؟
خدایا! من، ارمیا معمر، جمعی گردان 24 لشکر 10 سیدالشهدا توی خیابان پنجم نیویورک چه کار میکنم؟
وسط کربلای پنج و میان آن همه دود و دم هیچ کس حتا فکرش به خیابان پل پنجم اهواز هم نمی رسید، چه رسد به خیابان پنجم نیویورک؟!!!
سهراب... سهراب.... سهراب..... سهراب دست از سرم برنمی داری.
توی سرم تلنگر می زند که : "نه عمو! زیادی پرت و پلا میگویی!!! آدم ها همه به فکر خیابان ها هستند. همیشه... من یکی خودم اگر تو فکر خیابان نبودم، مثل آدم حسابی ها شهید می شدم!"


بیوتن.... نوشته رضا امیرخانی




نوع مطلب :
برچسب ها : بیوتن، ارمیا، رضا امیرخانی،